|
وقتی همه گوسفندها خواب بودند
|
سلام، وب خیلی قشنگی داری، خوشحال می شم به منم سر بزنی...
نه اشتباه نکنید، این ترجمه همون عنوان متن! چرا؟ خوب این همونه، یا اون همینه، فرقی نداره. نفهمیدی؟ بابا خیلی از مرحله پرتی...! باشه، حالا چون گوشات آویزون شد، مجبورم اینم برات توضیح بدم، جهنم و ضرر، گوسفند خورد...!
اگه از وب نویسا همین علفزار باشی، محال تا حالا به عبارتی مثل عبارت بالا برخورد نکرده باشی (چی؟ برخورد نکردی؟ جون من؟ ببین تو مطمئنی اونی که می نویسی، وبلاگ؟؟؟!)، حالا می خوایم اندر بهر مکاشفت این عبارت گوسفند مآبانه! یکم بع بع کنیم.
ابتدا می ریم ریشه این علف هرزی که به جون گوسفندای ما افتاده رو پیدا کنیم! برای این کار، ابتدا نیاز به یک وبلاگ دارید، و یه آدم و یا گوسفند بیکار (که شما باشید!) که مسلط به تایپم باشه (در حد تشخیص تفاوت حروف و اعداد!). خوب حالا مواد اولیه رو داریم. یه روز که خیلی بهت فشار میاد، وبلاگ باز کن و یه چیزی ارسال کن که نشون بده خیلی بهت فشار اومده و دلت پره (مثلا یکی از این شکلک ها کافیه!
)، به محض ارسال این متن پربار و سنگین، سریع و تیز و بز (با عذرخواهی از گوسفندای عزیز که اسم اجنبی اینجا میارم!)، برو به صفحه اول ارائه کننده سرویس، احیاناً بتونی اسم قشنگ قشنگ وبلاگ تو اونجا ببینی. در این مرحله از کار می تونی برای رفع خستگی، یکم ذوق مرگ شی! حالا این جا کم کم رسیدیم به ریشه ها... این جاست که مچ مجرم می گیریم! چطور؟
هیچی، یه عده هستن (که معمولا انسان های گوسفند نما هستن!) که وقتی وب خودشونو آپ می کنن، میان تو همین صفحه اول و اون وبلاگا به روز شده رو پیدا می کنن، بعد یه کلیک، چون می دونن صاحب اون وبلاگ دم دست، بعد سرشو عین گوسفند میندازن پایین (با عذرخواهی از گوسفندان محترم)، و بدون خوندن حتی یک کلمه از متن طرف، می رن تو قسمت نظرات، و اجرای یک فرمان Paste توی متن، یه دفعه یه چیزی اون جا ظاهر می شه، این چیزی که ظاهر می شه، همون عبارت قشنگ قشنگ که اول گفتم که از قبل آماده شده و کپی شده، بعدم اسم و آدرس، بعدم خداحافظ وبلاگ جونم! بدین طریق این چرخه گوسفندی شروع می شه و همین طور ادامه پیدا می کنه!
خوب حالا که ریشه ها پیدا شد (که البته امیدوارم گوسفندای محترم تا حالا نخورده باشنش!)، می ریم سراغ کارشناس محترم وبلاگ، تا در یک ارتباط تلفنی، از بع بع های ایشون استفاده ببریم.
تلفن ما- بــــــــوق...
تلفن کارشناس- بع بع رینگ رینگ...
- بــــــــــوق...
- بع بع رینگ رینگ...
- لطفاً پس از شنیدن صدای چوپان دروغگو، پیغام بگذارید...
- آی گـــــــــــرگ! گرگ... بــــــــــــــیــــــــــــــــــپ !
خوب مثل این که کارشناس در دسترس نیست! چکار کنیم حالا؟
بذار یک شعار بدیم پس:
1- آخه عزیزم، تو که حال نداری وب بقیه رو بخونی، توقع داری اونام بیان مال تو رو بخونن؟؟؟
2- حالا اومدی، متنم نخوندی، نظر دادی، آخه نمی گی ممکن طرف اونجا فحش داده باشه، یا یه چیز دیگه! بعد تو کلی ام از حرفاش تعریف می کنی؟؟؟
3- به جان خودت باور کن اگه بری به طرف فحش بدی!!! با ذوق و شوق بیشتری میاد وب تو بخونه، تا این طوری!!!
4- حالا این کار رو هم کردی که کردی، حداقل سال به دوازده ماه که اون وب فکستنی تو آپ کن...!
5- ولی خوشم میاد گاهی ام خوب ضد حال می خوری...! وقتی می بینی قسمت نظرات فعال نیست...!
6- های! با توام هاااااااااااا!!! واستا ببینم، باز که داری کار خودتو می کنی! هوی ی ی ...!
7- عجب آدمایی... ببخشید..! عجب گوسفندایی پیدا می شن!
8،9،10- نداریم، تمام شد...!
چیه؟ چرا این طوری با اون چشای گندت زل زدی به من؟ ها؟ توقع داشتی برات اینجا داستان بگم؟ یا تحلیل راه بندازم؟ بابا این جا جمع خودمونی! همه عین گوسفند کارشون تو سر خودشونه!!! چه کار دارن به این کارا! بی کارم مگه بیام حالا برات تحلیلم بکنم، هااااا؟ نه ولم کن، چی می گی تو اصلا، ها؟! خیلی رو داری، وبتم قشنگ نیست! وب منم قشنگ نیست! اصلا این جا کجاست؟ چی می خوای از جون من؟ آی ی ی ... گـــــــــــــرگ! بـــــــــــــــــع بـــــــــــــــــــــع...!